عصر ظهور فرار رسيدن زوزه دجال لحظه به لحظه رساتر از كوچه پس كوچههاي جهان به گوش ميرسد.
سلمان رشدي نطفهاي در رحم استكبار بود كه با مشت كوبنده خميني كبير (ره) سقط شد؛ البته رحم گرگهاي سپاه سفياني امروز آبستن تولههايي است كه راه و رسم دين ستيزي را از اصحاب فيل فرا گرفتهاند.
چند روزي است سپاه ابرهه زمان مسلح به فيلم « فتنه » سوار بر شبكه اينترنت به سوي كعبه دل بشريت تاخته است.
آيا ابابيلهاي امروز در اين آخر الزمان گدازههاي آتشين را براي رمي دين ستيزان در دست ميفشارند.
يادم ميآيد سالي را كه مزين به نام پيامبر اعظم (ص) كرديم و ادعا داشتيم در راستا تحقق فرمايش رهبر معظم انقلاب مبني برترسيم چهره واقعي پيامبر (ص) و دين مبين اسلام به هيچ وجه كوتاهي نخواهيم كرد
"جيرت فيلدرز" نماينده مجلس هلند به روزنامه " دي بيرس" گفت: اسلام دين خشونت و بدرفتاري است و اگر محمد(ص) امروز زنده بود و نزد من ميآمد، ميتوانستم با رسوايي و بي آبرويي بخاطر تندروي هايي كه دارد، او را از كشور اخراج كنم.
اين نماينده مجلس هلند همچنین گفته بود: اگر مسلمانان ميخواهند در اين كشور زندگي كنند بايد قرآن را پاره كنند و به دور بياندازند؛ در قرآن همه مسائل خشونت آميز است.
كه در نهايت در سالي كه به نام پیامبر(ص) مزين شد تا چهره واقعي اسلام و رافت اسلام به جهانيان معرفي شود فقط به صدور چند بيانيه اكتفا كرديم كه در نهايت امروز مي بينم اين نماينده افراطي چگونه فتنه خود را در هفته وحدت اسلامی با هدف ایجاد تنش و خصومت میان پیروان ادیان و اعتقادات مختلف و به خطر انداختن صلح و ثبات در جهان منتشر كرد.
امروز سكوت يا محكوم كردن مرحمي براي دل مسلمانان نيست زيرا كه غربي در جهت رسيدن به اهداف خود اين بار كوشاتر عمل كردهاند و به نحوي با انتشار خبري با مضمون اينكه اين بار واكنش مسلمانان درباره توهين به مقدسات و باورهاي دينيشان كم شده است به نوعي اعلام كرده كه قبح چنین حرکاتی در ميان مسلمانان ريخته و از بين رفته است كه اين مسئله نيازمند هوشیاری هر چيه بيشتر مسلمانان است تا بتوانيم این گنداب توهین به اسلام را با واکنشهای قاطع، عملی و یکپارچه بخشکانيم.
در حال حاضر متاسفانه پيش از هر موضعگيري داخلي برخي وبلاگ نويسان غربي كه با فتنه فيلدرز آشنا شدند ضمن تاكيد بر ضرورت آزادي بيان و هشدار نسبت به خطر اسلامی شدن اروپا در وبلاگهاي خود نوشتهاند: « اسلام را نباید اساسا دینی خشونت پرور دانست»
در پايان بايد گفت با وجود جسارتهايي كه طي سالهاي اخير عليه مسلمان و البته فرهنگ ايرانيان صورت گرفته است وام دار بودن غرب برجهان اسلام به ويژه به انديشمندان مسلمانمان بر هيچ كس پوشيده نيست كه اين وظيفه همگي ماست تا با تدبر هرچه بيشتر در آيات قرآن بتوانيم بهترين پاسخها را به چنين افرادي دهيم.
راستي چه شد كه غرب سالي به نام مولانا مينامد و خود را مجذوب عرفان اسلامي مولانا ميداند به سادگي به پيروان ديني را كه مولانا خود نيز يكي از آنها بوده است را به توحش میخواند.
آيا اگر حكم تاريخي امام (ره) در مورد سلمان رشدي مرتد اجرا ميشد ما امروز شاهد چنين جسارتهايي به بهانه آزادي بيان بوديم يا خير.
آزادي بيان يعني استاد دانشگاهي كه در غرب مشغول تحقيق درباره پرونده دروغين هولوكاست است بتواند به راحتي سئوالات خود را مطرح كند نه اينكه تهديد به مرگ شود.