مطلب "آقاي "رسايي" "موسوي" از شما صادقتر است" رو نه به خاطر مسائل سیاسی بلكه به خاطر يك دوست حذف كردم.
در کل مدت ها بود که ننوشته بودم و تصمیم به نوشتن هم نداشتم ولی وقتی به عنوان یک خبرنگار شاهد برخی مسائل هستم مجبور هستم بنویسم که این بار هم بنا به درخواست یک دوست، همکار و همراه ارزشمند این مطلب رو حذف کردم.
جیغ را با قاف می نویسم تا فریاد در گلویم خفه شود
اين روزها کمتر کاربر اينترنتي را ميتوانيد پيدا کنيد که نام سايت " يوتيوب " (youtube.com) را نشنيده باشد و از آن استفاده نکرده باشد.

يوتيوب به وسيله " چاد هرلي"، "استيون چن" و "جواد کريم" ايجاد شد که هر سه از کارمندان شرکت Pay Pal ميباشند.
دامنه يوتيوب دقيقاْ در فوريه فعال و سايت به تدريج در ماههاي بعد راهاندازي و شش ماه بعد در ماه مي سايت به طور رسمي و عمومي افتتاح شد.
ايده آنها اين بود كه كاربران بتوانند به طور رايگان كليپهاي ويدئويي خود را آپلود و ديگران نيز بتوانند به راحتي ويدئو را ببينند و نظر دهند.
يوتيوب در حال حاضر به عنوان پرطرفدارترين سايت آنلاين براي اشتراكگذاري برنامههاي ويدئويي است. اين سايت هم اكنون 46 درصد از سهم بازار اشتراك ويديويي آمريكا را در اختيار دارد.
يوتيوب هم اكنون بيش از 100 ميليون كليپ رايگان در اختيار كاربران اين سايت قرار داده است.
محبوبيت يوتيوب باعث شد در اكتبر 2006 گوگل اين سايت را به مبلغ 65/1 ميليارد دلار خريداري كند.
بر اساس آمار و محاسبات سايت الکسا، يوتيوب هم اکنون چهارمين سايت پربازديدکننده جهان است و تنها سايتهاي ياهو، MSN و گوگل را بالاتر از خود ميبيند.
کاربران ايالات متحده، برزيل و ژاپن بيش از بقيه کشورها به اين سايت علاقمندند، آنها به ترتيب ۱۵/۹ ، ۵/۷ و ۵/۲ درصد بازديدکنندگان سايت را تشکيل ميدهند.
با اينکه کاربران ايراني، به خاطر سرعت پايين دسترسي به اينترنت در ايران، مشکلاتي زيادي براي تماشاي راحت ويدئوهاي يوتيوب دارند ولي اين سايت در ايران هم مورد توجه است و باز بر طبق آمار سايت الکسا، سايت يوتيوب هفدهمين سايت پربازديد در ايران است و از اين حيث بر سايتهاي تمامي خبرگزاريهاي كشور، برتري دارد.
آپلود كردن ويدئوهايي با مضامين غيراخلاقي و نژادپرستانه باعث شده تا انتشار اين كليپها، اعتراضاتي را برانگيزد. از سوي ديگر برخي به شيوه ويرايش و حذف برخي از كليپها اعتراض كردهاند.
نكته مهم درباره يوتيوب حذف كليپهاي ضد اسرائيلي پس از چند ساعت از سايت است.
باتوجه به اينكه يوتيوب هنگام ثبت نام براي آپلود كردن تصاوير، يك تعهد آنلاين از كاربران ميگيرد كه تصاوير مستهجن و تصاوير تبعيضنژادي را از روي سايت حذف خواهد كرد، اما كليپهاي اينچنيني در اين سايت به وفور يافت ميشود.
قرار دادن كليپهايي با محوريت تمسخر مسؤولان بلندپايه نظام جمهوري اسلامي، سياهنمايي از وضعيت مردم در كشور، انعكاس موارد ناهنجار اجتماعي در ايران و موارد غيراخلاقي كه در بسياري از موارد به عنوان بلوتوث در گوشيهاي تلفن همراه رد و بدل ميشود از جمله مهمترين ويدئوهايي است كه كاربر پس از جستجوي كلمة ايران به آن برميخورد. اين سايت هماكنون مشمول قانون فيلترينگ ميباشد.
آيتالله احمد علمالهدي در خطبههاي اين هفته نماز جمعه مشهد در جوار بارگاه نورباران رضوي با اشاره به سخنان اخير اسفنديار رحيممشايي درباره يكي از پيامبران گفت: اين توهين رئيس دفتر رئيس جمهور توهين به مقدسات ديني است.
رئيس ستاد احياي امر بهمعروف و نهي از منكر خراسان رضوي تاکید کرد: تو چه كارهاي كه مديريت پيامبران را تشخيص دهي و چرا بايد در جشنواره خوارزمي يك منشي دفتر بايد سخنراني كند.
خطيب جمعه مشهد با بيان اينكه در دوران نوح نسل بشر رو به انقراض بود و ايشان بشر را نجات داد گفت: مديرتر از نوح پيدا نميشود.
عضو خبرگان رهبري با بيان اينكه مديريت هر پيامبري در راستاي رسالتش است گفت: در زمان عيسي نيز يهوديان جنايات خود را به حساب خدا ميگذاشتند و مسيح(ع) اين مسير را عوض كرد و يهود جنايتكار به اقليت تبديل شد و هنوز منفور است.
وي ادامه داد: اين مردم در انتخابات رياست جمهوري به فردي متدين، صادق و سادهزيست راي داد آن وقت فردي مانند مگس دركنار گوش وي وزوز ميكند كه به رئيس جمهور در ابتدا تذكر دادهايم.
علمالهدي با بيان اينكه ما پاي راي خود ايستادهايم تاكيد كرد: ما اجازه حضور يك مگس در كنار گوش را نميدهيم.
آیت الله علم الهدی با بيان اينكه ما اجازه توهين به مقدسات را به هيچ فردي نميدهيم، گفت: اين دين، قرآن و ائمه آسان به دست نيامده كه راحت از دست بدهيم.
خطيب جمعه مشهد تاكيد كرد: ما نميايستيم كسي بر اساس بيفكري و فردي بهخاطر دوستي با دشمن به دين ما بتازد.
"پشت پرده نشريه همت چه كساني هستند؟!"به روايت آهستان

بعد از ماجراهاي مربوط به انتخاب مشايي به عنوان معاون اول احمدينژاد، واقعا ديگر قصد نداشتم درباره اين افراد حرف بزنم. الان هم چنين قصدي ندارم. فقط ميخواهم اشارهي كوچكي به نشريه همت بكنم و چند كلمهاي بنويسم.
مصطفي كواكبيان در مناظره با حسين شريعتمداري يك نكته جالب گفت. نمي دانم يادتان هست يا نه؟ كواكبيان به نقل از برخي از نمايندگان اصولگراي مجلس گفت: «ما اگر ميدانستيم كه فلاني قرار است رييس دفتر رييس جمهور شود، هرگز به او راي نميداديم!» فلاني را كه خودتان ميشناسيد؟ منظور همان آقاي اسفنديار مشايي است.
حرف كواكبيان حرف دل خيليها از جمله من بوده و هست. دقيقابا همين غلظت و با همين شدت! اين حرف به معناي اين نيست كه من پيش از انتخابات از ارتباط ويژهي مشايي و احمدينژاد خبر نداشتم، اتفاقا برعكس، همه ما ميدانستيم كه احمدينژاد يك تار موي اسفنديار را با همه اصولگراها عوض نميكند، اما حقيقتا انتظار نداشتيم كه يك مملكت و يك انتخابات و يك ملت، اسير لج و لجبازي و روابط صميمانهي دو نفر با هم بشوند كه شدند!
حالا اين حرفها چه ربطي دارد به نشريه همت. حتما يادتان هست كه اين نشريه در روزهاي قبل از انتخابات يك شمارهي جنجالي داشت كه طراحي روي جلد آن هم خيلي مشابه اين شماره جديد بود. آنجا هم اتفاقا آقاي هاشمي رفسنجاني نقش اول را بازي ميكرد و عامل اول قتل احمدي نژاد بود و شخصيتهاي ديگر سياسي چپ و راست هم همدست او…
آن روزها شايد خيلي از ماها از ديدن اين طراحي و از خواندن اين نشريه به وجد آمديم و از آن به خاطر اين همه روشنگري تشكر كرديم و براي پيروزي در انتخابات هم سكوت كرديم، اما ديگر نميشود سكوت كرد. يعني عقل و دين و منطق و وجدان و انصاف اجازه نميدهد كه آدم ساكت بشود. توهم را بايد كنار گذاشت. هيچ «احمدينژادكشوني» در كار نبود و نيست. اولين ضربه را به احمدينژاد، خود او زد و دوستان متعصبش. در اينكه خيليها از احمدي نژاد خوششان نميآيد شكي نيست، اما احمدينژاد هم از خيليها خوشش نميآيد. حتي خيلي بيشتر از طرف مقابل! پس چه فرقي دارد؟
در شماره جديد نشريه«همت» باز هم محور اصلي آقاي هاشمي است و شخصيتهاي مختلف مذهبي و سياسي در اطراف او قرار دارند، با اين تفاوت كه اين بار طيف گستردهتري به جمع قبلي اضافه شدهاند! من هرچه در اين تصوير دقت كردم كه شباهتي بين اين افراد پيدا كنم، به جايي نرسيدم. البته خود نويسنده ادعا كرده است كه همه اين افراد وابسته به سيستم هاشمي رفسنجاني هستند، اما واقعيت آنست كه همه اين افراد، آدمهايي هستند كه در چند سال گذشته، به سياستهاي احمدينژاد انتقاد كرده بودند. حتي منتقداني كه انتقاد آنها اصلا سياسي نبود و با نگاهي اخلاقي و ديني نصيحت ميكردند.
جالبتر اينجاست كه در اين ليست افراد خوشنام و بزرگي قرار دارند كه در انقلابي بودن و ولايي بودن آنها هيچ شك و شبههاي وجود ندارد و بارها و بارها و حتي در همين حوادث اخير، بطور قاطع از نظام و انقلاب و رهبري، دفاع كردهاند، اما وقتي معيار بد بودن افراد، مخالفت با احمدينژاد باشد، همه اين آدمها را بايد دور انداخت! يعني محور به جاي اينكه انقلاب باشد و رهبر انقلاب، شخص احمدينژاد ميشود كه همه بايد او را دوست داشته باشند.
اينجاست كه بايد فكري جدي براي مقابله با اين جريان خطرناك كرد. در چند ماه گذشته بنا به ضرورت و حساسيت مسائل ديگر، كمتر به اين مساله پرداختيم، اما وقت آن است كه كاري كنيم. من شخصا علي لاريجاني و قاليباف و مطهري و توكلي را بر احمدينژاد ترجيح ميدهم و نيازي هم به پنهان كردن اين موضوع ندارم. البته احمدينژاد رييسجمهور خوبي هست و بايد از او حمايت شود و چشمم كور حمايت هم ميكنم. اما خونم به جوش ميآيد وقتي ميبينم بيشعورهايي به نام حمايت از احمدينژاد، همه شخصيتهاي ديني و سياسي اين مملكت را يك كاسه ميكنند و بالاي سر هاشمي رفسنجاني قرار ميدهند كه همه مثلا مخالف احمدينژاد هستند. خوب مخالف باشند.
اين تفسير البته چند سالي هست كه دارد تبليغ ميشود و بسياري از دوستان ما هم متاسفانه به اين توهم علاقه دارند. اطلاع موثق دارم كه عليه بسياري از اين شخصيتهاي مذهبي، توسط خود آقاي … حرفهاي اهانت آميزي زده ميشود… و همت هم دقيقا ادامهي همان حرف و حديثهاست…
اين آدمهاي متوهم اگر عقل درست و حسابي داشتند، لااقل از آيت الله جوادي آملي خجالت ميكشيدند. من شخص پرست نيستم، اما آقاي جوادي آملي كسي هست كه بعد از كناره گيري از امامت جمعه شهر قم و براه افتادن آن همه جنجال تبليغاتي و سياسي عليه ايشان، در همه نمازهاي جمعه شهر قم، در صف اول نماز نشسته و كسي هم نميبيند! اما هم اصلاحطلبان و هم اصولگراها بعد از انصراف ايشان از نمازجمعه، انواع و اقسام شايعات را درباره ايشان براه انداخته بودند. اصلاح طلبان ادعا ميكردند كه آقاي جوادي آملي از نظام قهر كرده است و اصولگراها هم در مقابل ميگفتند ايشان بصيرت لازم را ندارد!
بگو از کدامین قبیله ای
کربلا ما را به خود فرا می خواند و دل های مشتاق، همچون کبوتران خلد حرم در هوای کربلا پر می کشند. گوش کن! به ندای دلت گوش کن که حسین حسین می کند و اگر تو کربلایی هستی و سینه ات فراخنای آسمان کربلاست و تنت فقس تنگ نام و ننگ و خور و خواب را نمی پذیرد، به قبله گاه جبهه رو کن، و اگر نه، بمان و ننگ ماندن را بپذیر؛ و بدان که آب مانده را "مرداب" می خوانند.

یعنی نه این چنین است که کربلا شهری در میان شهرها باشد
و عاشورا روزی در میان روزها؛
زمین سراسر پهن دشت کربلاست و کربلا ما را به خود فرا می خواند.
کربلا ما را به خود فرا می خواند.
آری، پیروزی با ماست، چرا که خدا با ماست.
کربلا ما را به خود فرا می خواند و آن سوی تر، "قدس" است در اسارت "شیطان"..
و راه از کربلا می گذرد.
این همه را در متن تاریخ بنگر. مبادا غافل شوی و بینگاری که زمان بر تو وفا خواهد کرد و نخواهی مرد؛ نه. زمان بر هیچ کس وفا نمی کند، اما با این همه، زمان بر عاشورا مانده است و تو، چه امروز و چه دیروز و چه هزارسال دیگر، یا باید که در قبیله شیطان داخل شوی و به لشکر یزید بپیوندی، و اگر نه، مرد باشی و در خیل اصحاب حسین علیه السلام پنجه در پنجه ظلم در افکنی و تا پای خون و جان بایستی.
کربلا ما را به خود فرا می خواند و دل های مشتاق، همچون کبوتران خلد حرم در هوای کربلا پر می کشند. گوش کن! به ندای دلت گوش کن که حسین حسین می کند و اگر تو کربلایی هستی و سینه ات فراخنای آسمان کربلاست و تنت فقس تنگ نام و ننگ و خور و خواب را نمی پذیرد، به قبله گاه جبهه رو کن، و اگر نه، بمان و ننگ ماندن را بپذیر؛ و بدان که آب مانده را "مرداب" می خوانند.
اما اینان کبوتران جلد حرم عشقند، و حرم عشق کربلاست. و چگونه در بند خاک بماند آن که پرواز آموخته است و راه کربلا را می شناسد؟ و چگونه از جان نگذرد آن کس که می داند جان، بهای دیدار است؟
ای جوانمرد،
بگو که از کدامین قبیله ای!
اینجا قافله نور راه کربلا می پوید و آن سوی تر، دجله و فرات است که هنوز آبشخور گرگان گرسنه ای است که آب را بر کربلاییان بسته اند و در افق دور، "قدس" است در اسارت شیطان. ای جوانمرد، بگو که از کدامین قبیله ای!
و به راستی که راه قدس از کربلا می گذرد. "راه قدس از کربلا می گذرد" یعنی آماده باش تا پای خون و جان. جمجمه ات را به خدا بسپار و دندان صبر بر جگر بگذار و مردانه در صف مردان کربلایی بایست تا گرگان گرسنه یزیدی پیکر حق را مُثله نکنند.
و یزید مظهر ظلم و ناجوانمردی و نام و ننگ و خشم و شهوت در تمامی طول تاریخ است، همان گونه که همواره، در تمام تاریخ، صلای "هل من ناصر" اما عشق از جانب کربلا به گوش می رسد. و تو این جوانمرد، بگو که از کدامین قبیله ای!
اینجا قافله نور است که راه کربلا می پوید و آن سوی تر، دجله و فرات است که هنوز آبشخور گرگان گرسنه ای است که آب را بر کربلاییان بسته اند و ... در افق دور، قدس است در اسارت شیطان. و تو ای جوانمرد، بگو که از کدامین قبیله ای!









